![]() |
زندگی من... |
![]() |
| فقط یک راه حل: نوشتن و نوشتن و نوشتن... |
تا لحظه پايان انتظار براي آمدن بهار دلنشين سال 1385، #D# روز و #H# ساعت و #M# دقيقه و #S# ثانيه باقي مانده است.
|
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی ...
|
|
سلام. مدتهاست که
ننوشتم. اما این دلیلی بر رفتنم نیست. هنوز هستم ...
*** به آرامی
آغاز به مردن میکنی اگر
سفر نکنی، اگر
چیزی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش
ندهی، اگر از خودت قدردانی
نکنی.
به آرامی
آغاز به مردن میکنی زمانیکه خودباوری را در خودت
بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی
آغاز به مردن میکنی اگر
برده عادات خود شوی، اگر
همیشه از یک راه تکراری بروی ... اگر روزمرگی را تغییر
ندهی، اگر رنگهای متفاوت به تن
نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت
نکنی.
تو به
آرامی آغاز به مردن میکنی اگر
از شور و حرارت، از
احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا
میدارند و ضربان قلبت را تندتر
میکنند، دوری کنی
...
تو به
آرامی آغاز به مردن میکنی اگر
هنگامیکه با شغلت یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض
نکنی، اگر
برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی، اگر ورای رویاها
نروی، اگر به خودت اجازه
ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگیت ورای مصلحت
اندیشی بروی.
امروز
زندگی کن! امروز مخاطره
کن!
امروز کاری بکن!
نگذار که به آرامی بمیری ... شادی را فراموش نکن! *** ایام به کام. |
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 22:53 توسط قاصدک|
|
|
صفحه نخست به من ایمیل بزن آرشيو |
| درباره وبلاگ |
زندگی...زندگی...زندگی....باید کمی فکر کنم....
وای بر من ..همچنان میسوزد این آتش...آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان. وانچه دارد منظر و ایوان. |
| نوشته های قبلي |
|
تیر 1388 اسفند 1387 تیر 1387 خرداد 1387 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 دی 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
|
RSS
|