تبليغاتX
زندگی من...
زندگی من...
فقط یک راه حل: نوشتن و نوشتن و نوشتن...

مرد بی خاطره

در افکار خودم با صدها سوال بی جواب گم شده ام.

ساعت حدود یازده ظهر بود. هوا هنوز آنقدرها گرم نشده بود و اما برای من همین گرما هم طاقت فرسا بود. سیگارم را از جیبم بیرون آوردم و با نفرت به میان دو لبم چسباندم و با نفرتی بیشتر آتشش کردم. دیگر به پل سیاه رسیده بودم و داشتم از آن بالا می رفتم. کارون بیچاره هم خشک تر و بی آب تر از هر سال زیر پایم بود. انگار دستی گلویش را فشرده باشد. بغضی داشت که نه می توانست فرویش دهد و نه بترکاندش. مانده میان راه. بی تکلیف. درست شبیه به من.

داشتم به قوس بالایی پل نزدیک می شدم. نفسم بند آمده بود اما همچنان دود سفید سیگارم را تا ته حلقم فرو می کردم و با نفرتی داغ بیرونش می دادم.

به میانه پل که رسیدم ایستادم تا نفسی تازه کنم. پل داشت می لرزید و با عبور هر ماشین بیشتر می لرزید. هر چه ماشین بزرگتر، لرزش پل بیشتر. شاید هم این پل به حال سیاه من و کارون نگاه می زد و می لرزید؛ شاید هم می خندید. نمی دانم.

به کارون نگاه کردم. هر چه به ذهنم فشار می آورم هیچ خاطره ای را نمی یابم. نه خاطره های سپیدم و نه آن سیاه ها را. همه خاطراتم نصفه هستند. حتی کارون پر آب را هم درست به یاد نمی آورم. باز هم تمرکز می کنم تا خاطره ای را به طور کامل ببینم. اما هیچ. همه چیز وسط کار که می رسد تمام می شود. سفید می شود. خسته شدم. ذهنم دیگر همراهی نمی کند. نگاهی به سمت چپ می کنم. باید پل را پایین بروم. نگاهی به سمت راست؛ شاید اگر برگردم خاطرات نصفه ام را کامل کنم. اما مجبور بودم بروم. از سمت دیگر پل سیاه به دل شهر سرازیر می شوم. همین جا مسیرم را از کارون جدا می کنم و به راه خاطرات نصفه خود ادامه می دهم.

                              ***

 ایام به کام.

 

2 نوشته شده در   پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 0:53  توسط قاصدک| 
 
صفحه نخست
به من ایمیل بزن
آرشيو
درباره وبلاگ
زندگی...زندگی...زندگی....باید کمی فکر کنم....
وای بر من ..همچنان میسوزد این آتش...آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان.
وانچه دارد منظر و ایوان.


نوشته های قبلي
تیر 1388
اسفند 1387
تیر 1387
خرداد 1387
آبان 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دی 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پيوندها
استاد شجریان
  احمد شاملو
  علی حاتمی
  امرتات
  جورواجور
  نیلوفر
  زهرا...همش اوله
  نگار...سرزمین عجایب
  َ2تا سوگلی
  نا تمام ترین بهزاد
  مریم در جزر و مد
  عشق کجاست؟
  قاصدک سوته دل
  دست نوشته های یک عاشق
  افسانه پرنده همیشه آزاد
  بی خوابی
  مهرداد اردیبهشت
  تکه هایی از من
  حتي اگر بهار نيايد...
  الهه...زن روزهاي برفي
  کلاغی که هیچ وقت به خانه اش نرسید
  جامعه امروزی- امیر
  آخرین برگ- شیرین
  دلتنگی های یک کرم دندون
  حافظ نامه / رنگ دل
  چهره پنهان
  نازنین
  آشیانه شعر - ف.شیدا
 

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ديجيتال کيوان

 
%%http://cheshmenoosh.persiangig.com/audio/dashtestani.wmat87.swf